![]() |
![]() |
|
| دانلود همه چی |
|
سلام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 21:50 توسط مهدی نقدی |
|
|
نظر یادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 22:3 توسط مهدی نقدی |
|
|
خوش امدید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 14:51 توسط مهدی نقدی |
|
|
نصیحت معلم مادری فرزند خود را نزد معلم برد و گفت:
پسر سوم -من سه پسر دارم. اولی، هر چه می گوید، باور می کنم؛ چون تمام حرفهایش راست است و تاکنون دروغ نگفته است.
آرایشگر ناشی آرایشگری ناشی، تیغ کندی برداشت که با آن سر یک دهاتی را بتراشد. اما مرتب سر او را می برید، و ضمن کار می خواست با مشتری حرف بزند تا سوزش جراحت را به فراموشی بسپارد؛ پس از او پرسید :
امتحان تحصیلی روستازاده ای را پدر به تحصیل علم فرستاد. پس از چند سال که به زادگاه خود بازآمد، دانشمندان آزمایش کردند، او بیسواد از آب درآمد.
کندفهمان دانش آموز از معلم خود پرسید:
گم شدن همراه خر مردی خر گم کرده بود، گرد شهر می گشت و شکر می گفت، گفتند: چرا شکر می کنی؟ گفت : از بهر آن که من بر خر ننشسته بودم وگرنه من نیز امروز چهار روزی بودی که گم شده بودمی..
موش و گندم ها شخصی با دوستی گفت: پنجاه من گندم داشتم، تا مرا خبر شد، موشان تمام خورده بودند. او گفت: من نیز پنجاه من گندم داشتم تا موشان را خبر شد، من تمام خورده بودم.
درویش و نماز درویشی گیوه در پا نماز خواند. دزدی طمع در گیوه ی او بست. گفت: با گیوه نماز درست نباشد. درویش دریافت و گفت: اگر نماز نباشد ، گیوه باشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 18:8 توسط مهدی نقدی |
|
|
لطیفه های خیلی خیلی خنده دار مردی با پسرش سر راه ایستاده بود. پسر از پدر پرسید: بابا در آن جعبه چیست؟ پدر گفت: آدم. پسر پرسید: او را به کجا میبرند؟ گفت: جایی که نه خوردنی است، نه پوشیدنی، نه نان، نه هیزم، نه آتش، نه طلا، نه نقره، نه فرش، نه گلیم. پسر گفت: بابا، یعنی او را به خانهی ما میبرند؟ * * * لطیفه های خنده دار * * * جک و لطیفه خنده دار * * * جوک و لطیفه خنده دار * * * جک خنده دار * * * جوک ملانصرالدین خنده دار * * * خوب اگه از لطیفه هامون خوشتون اومد میتونید روی لینک های زیر کلیک کنید اونجا هم تعدادی لطیفه ی خنده دار منتظرتونه!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 17:59 توسط مهدی نقدی |
|
|
حیف نون سوار موتور بوده، نامزدش رو هم ترک موتور سوار کرده بوده.
حیف نون دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ می گیرن. دعای حیف نون بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش! حیف نون به نامزدش می گه 4شنبه به 4شنبه دیره که همدیگر رو ببینیم، بیا 2شنبه به 2شنبه همدیگر رو ببینیم. شخصی از خیابون رد می شده، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه می کنه. جلو می ره و می گه چی شده عزیزم؟ پسر بچه می گه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد می گه اینکه گریه نداره! بیا این ۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه می ده! مرد می پرسه دیگه چیه؟ بچه می گه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!
می خواستن حیف نون رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن. یه خره باحسرت به اسب نگاه می کنه، می گه اى کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم!
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نمی گیری؟
ماره باجوجه تیغیه ازدواج میکنه بچشون میشه سیم خاردار
سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین میپرن و میگن: ما سیبزمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 17:58 توسط مهدی نقدی |
|
|
جوک آذر 89 دکتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم. جک آذر 89 اولی: آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت می کوبید به دیوار خونمون! لطیفه آذر 89 یکی یه روباه مرده می بینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه گولم می زد ! جوک جدید آذر 89 یه نفر می خواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل می خوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمی داری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد جک جدید آذر 89 یه روز یکی میره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ میگه: آره . مرده میگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه کیلو پنیر بده لطیفه جدید آذر 89 حیف نون سوار تاکسی می شه راننده تاکسی می گه پول خرد ندارم، حیف نون می گه به جاش برام بوق بزن جک و لطیفه آذر 89 یه پیرزن خودشو تو آینه می بینه می گه آینه هم آینه های قدیم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 17:57 توسط مهدی نقدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1390 |
|
RSS
|